Amore Mio Ryan
پسرم میوه دلم 13/12/2013 بدنیا امد و شد همه زندگی مامان و بابا شد نفس ما دوستت داریم 
قالب وبلاگ
نويسندگان
لینک های مفید

عزیزم ! یک بهار , یک تابستان , یک پاییز , و یک زمستان را دیدی ! از این پس همه 

 

چیز دنیا تکراریست ! بجز حس دوست داشتن و زندگی کردن .

 

 

نفسم تولدت مبارک 

 

  

 

 

 

 

کنترل قد و وزن رایان جان در 1 سالگی ماشالا یادتون نره لطفا

 

قد : 86  cm

وزن : 12,100 gr

[ ۸ بهمن ۱۳٩۳ ] [ ٧:٤٧ ‎ب.ظ ] [ مامان قلمبه ]

سلام قند عسل گل پسر عزیز دل 1 ماه دیگه هم گذشت و تو بزرگتر و اقا تر شدی

 

جوجو چند روزی هست گه چند قدمی راه میری خیلی بامزه خودت هم خیلی ذوق 

 

میکنی فدات شم من این روزا خیلی زود میگذره اصلا باورم نمیشه که داری 1 ساله

 

میشی انگار همین دیروز بود بدنیا اومدی گل پسر تاج سر عاشق تبلیغ تی وی 

 

هستی ومدام در حال راه رفتن و ایستادن هستی از لحظه ای که بیدار میشی

 

فعالیت داری تا 9 شب که خاموش میشی و ما هم نفسی میکشیم نمیدونم

 

صبح ها 7 یا 8 بیداری 1 سره تا 9 شب تازگی ها خیلی جیغ حیغ میکنی فکر کنم

 

این هم 1 مدل حرف زدن هست یا داری تمرین میکنی خوشگلم .

 

 

ایشالا بعد 1 سالگی دیگه شیر خشک نمیخوری و بجاش شیر پاستوریزه میل 

 

میکنی اخه من همیشه به دکترت اعتراض میکردم که تو اصلا شیر خشک دوست

 

نداری و نمیخوری و ... دیگهخانم دکتر گفتن شیر پاستوریزه بده شاید بیشتر دوست

 

داشته باشه حالا امتحان میکنیم ببینیم چی میشه ایشالا که دوست داشته باشی

 

قند عسلک این ما هم واکسن داشتی که خداروشکر اذیت نشدی .

 

عاشق ماست و بستی هستی همچنان غذا خوردن رو به شیر ترجیح میدی 

 

یعنی من و بابا جرات حموم نرفتن رو نداریم بس که گریه میکنی الان هم که هوا

 

سرد باید حسابی مراقبت باشیم تا خدا نکرده سرما نخوری نفسم.

 

 

 

کنترل قد و وزن رایان جان ماشالا یادتون نره لظفا 

 

قد : 83 

وزن :11600

 

 

 

[ ٩ آذر ۱۳٩۳ ] [ ٤:۳٩ ‎ب.ظ ] [ مامان قلمبه ]

الوووو

[ ٢ آذر ۱۳٩۳ ] [ ٢:٠٧ ‎ق.ظ ] [ مامان قلمبه ]

سلام گل من عزیز من ماه های تولذت 2 رقمی شد خداروشکر الهی که سال های 

 

سنت هم 2 رقمی و 3 رقمی شه گل پسر قند عسلم تو 10 ماه شدی و مثل 1 

 

چشم بهم زدن گذشت جوجو جونم تو 10 ماهگی کلی اتفاق بد برات افتاد ماشالا 

 

خیلی شیطون و بازیگوش شدی هی هم میخوری زمین و داغون میشی عسلم.

 

 

 

جوجوی من الان که 10 ماهه شدی 6 تا دندون داری و حسابی تو دل برو شدی

 

هنوز هم دستت رو میگیری به وسایل دورو برت و راه میری تازه نانای نانای هم 

 

یاد گرفتی البته به صورت نشسته و باسنت رو تکون میدی الهییییییی من فدات

 

شم خوشگل پسرم هر جا برم میای پیشم اصلا تنها موندن رو دوست نداری.

 

 

روزها با هم میریم پارک و تو حسابی لذت میبری و همش با خودت حرف میزنی

 

عاشق تاب هستی اصلا هم دلکن نمیشی ازشششش هی ذوق میکنی جیگرم

 

خوابت هم همچنان کم هست و فکر کنم کلا مدلت اینچوریه بیچاره من قبلا

 

شبها بهتر میخوابیدی اما الان چند شب هست خوابت بهم ریخته و شب ها هم

 

خوب نمیخوابی امیدوارم بهتر شه و دوباره مثل قبل حداقل شبها خوب بخوابی

 

جوجو جونم دیگه چیزی به تولدت هم نمونده و من اصلا باورم نمیشهه که کوچول

 

پسر من داره 1 ساله میشه خدایا شکرتتت ابهی که همیشه تن پسرم و همه

 

کوچولوها سالم باشهههه

 

 

 

 

کنترل قد و وزن رایان جان در 10 ماهگی ماشالا یادتون نره لطفا 

قد :81  

وزن : 11/5

 

دوستت داریم قند عسل

 

 

 

[ ۱٩ مهر ۱۳٩۳ ] [ ۳:۱٠ ‎ب.ظ ] [ مامان قلمبه ]

سلام گل پسرم قند عسلم وایی که چه هفته سخت و بدی بود چند روز بود که 

حسابی بهونه میگرفتی و گریه و زاری و همچنین جیغ های خفففففففففففن میزدی 

که حدس میزدم  مال دندون باشه بعد 2 یا 3 روز 2 تا دندون باهم دراوردی گلللللللل

من مبارکه مروارید های سفیدت شد 4 تااااا اما بازم هم همون روال ادامه داشت 

 به اصافه این که شیر هم نمیخوردی وای که کلی اذیت کردی چند روز کارم شده بود 

گریه بس که بهم سخت میگذشت دیروز دیدم که از بالا سمت چپ هم 1 دونه دندون 

دیگه زده بیرون فدات شم من من که تو 1 هفته 3 تا دندون با هم در اوردی و این دلیل

همه بدخلقی هات بوده عزیزم .

 

 

دیشب هم که دیگه طوفان کردی جوجویییییییییی من تا 4 صبح همش جیغ میزدی و

نمیخوابیدی از 7 صبح که بیدار میشی دیگه نمیخوابی تا شب اما معمولا شب ها زود

میخوابی نهایت 10 به بعد لالا هستی اما نمیدونم دیشب چرا اینطوری میکردی. 

 

 

پریشب هم که بابا داشت از سر کار می اومد و داشت در ور باز میکرد تو داشتی

پشت در بازی میکردی و من هم تو اشپزخونه بودم نگو دست نزدیک در بوده بابا که

درو باز میکنه دستت خراشیده میشه و گیر میکنه به در خدا رحم کرد که دستت 

خیلی نزدیک در نبوده وگرنه خدا میدونه که چی میشد انقدر گریه کردی حسابی 

دردت گرفته بود فدای اون انگشتهای کوچولوت بشم مننننن قشنگممممممممم.

 

 

الان هم خوابیدی و من دارم با عجله برات یاداشت میکنم سر فرصت میام و عکس 

اضافه میکنم دوستت دارم جوجو جونم جوننننننننن مامان 1 کم بیشتر بخواب 

فعلا بای بای .

 

[ ٧ مهر ۱۳٩۳ ] [ ٢:٠٤ ‎ب.ظ ] [ مامان قلمبه ]

 

سلام گٔل پسرم ۲ تا ۹ ماه هست که با منی عشقم ۲ تا ۹ ماه که با هم نفس کشیدیم و زندگی‌ کردیم پر از سختی و شیرینی‌ 

خدایا شکرت‌ به خاطره وجود رایان خدایا شکرت‌ که من و لایق  مادر شدن دونستی شکر شکر و باز هم شکر 

 

پسر ۹ ماهه ی من دیگه خودش جایی رو میگیره و بلند می‌شه ، همینطور هم دستش رو به جایی میگیره و میشینه ، دستش رو به جایی میگیره و چند قدمی‌ راه میره ، از دندون هم خبری نیست همون ۲ تا رو داره فعلا ، مامان و بابا میگی‌ و کاملا می‌شناسی‌ اسمامون رو مخصوصاً امید . 

 

عشق کامپیوتر هستی‌ و همچنین هم آشپز خونه ، هر روز میری هموم آخه عشق آب هستی‌ ، عشق اینی که لخت باشی‌ از لباس پوشیدن خوشت نمیاد ، همچنان هم شیر خوردن رو دوست نداری ، خیلی‌ خیلی‌ وابسته پستو نکت شدی حتی موقع خواب اگه تو دهنت نباشه تو دستت هست گاهی ۱ دونه تو دهنت هست و ۱ تو دستت 

 

 

 

کنترل قد و وزن رایان جان در 9 ماهگی ماشالا یادتون نره لطفا 

 

قد : 79 cm 

وزن : 11 gr

وزن :

[ ٢٦ شهریور ۱۳٩۳ ] [ ۱:۳٠ ‎ب.ظ ] [ مامان قلمبه ]

سلام سلام صد تا سلام به خوشگل خودم برگستیم بعد از ۱ ماه تو این ۱ ماهی‌ که ایران بودیم کلی‌ تغییر کردی گٔل پسر ، اونجا حسابی‌ بهت خوش می‌گذشت و همه نوبتی بغلت میکردن و بهات بعضی‌ میکردن حسابی‌ سرت شلوغ بود اما الان تنها شدی و بهانه گیر آخه عزیز دلم اینجا جز من و بابا امید کسی‌ رو نمی‌بینی ایشالا ۱ مدت بگذره عادت میکنی‌ 

 

تو ایران ختنه شودی به روش حلقه‌ای شب اول یکمی اذیت کردی اما در کّل خیلی‌ پسر خوبی‌ بودی اما نمیدونم چرا یکمی طولانی شد تا خوب بشی‌ تا ۱۳ روز حلقه نیفتاد که دکتر بر این عقیده بود که چون تپلی هستی‌ دیرتر خوب شدی .

 

برای اولی‌ بار رفتی‌ پا بوسه آقا امام رضا وقتی‌ تو تو شکم مامان بودی بابا امید نذر کرده بود که ایشالا به سلامتی‌ به دنیا بیایی با نینیمون بریم مشهد ، ۴ روز مشهد بودیم حسابی‌ بهمون خوش گذشت

دیگه عروسی‌ دائی هم تموم شد شما هم بدشانسی‌ مریض بودی و حسابی‌ بی‌ حال و بد اخلاق اما تمام مدت پیش بابا بودی و عزیز آخه مامان اون وسعت مشغول بود جوجو جونم
تو این ۱ ماه که خیلی‌ پیشرفت کردی ۴ دست پا میری به سرعت زیاد دستتو به مبل یا هر چیزی میگیری و می‌‌ایستی ، ماشالا حرف زدنت هم خیلی‌ خوب شده بابا ، ما ما ،عده ، اه ، ده ده ، ... میگی‌ و به صورت فجیح هم جیغ جیغو شدی.
کنترل قد و وزن رایان جان در ۸ ماهگی ماشالا یادتون نر

قد : 78

وزن :10/5

[ ٢۸ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ۱۱:۱٥ ‎ب.ظ ] [ مامان قلمبه ]

سلام گٔل پسرم بلاخره دندونای خوشکلت جوونه زد اون هم ۲ تا هم زمان

 اولین دندون از سمت چپ و بعد از ۳ روز اون ۱ از سمت راست از پائین
 الان گٔل پسری من ۲ تا دندون کوچولو داره قربونت برم من ، قبل از دندون
 دراوردن خیلی‌ اذیت شدی خیلی‌ خیلی‌ بی‌ اشتها و بهانه گیر شده بودی که الان
 خدارو شکر بهتری .
 همچنان علاقه بیشتری داری نسبت به غذا خوردن و غذا رو ترجیح میدی
 به شیر ، اما گٔل من شما باید اول شیر بخوری و بعد غذا خدارو شکر
 رشدت عالیه مخصوصاً  قدت که مادر فدای یون قد بلندت بشه .
دیگه کم کم باید آماده سفر بشیم داریم میریم ایران و شما اولین باری هست که میری ایران کلی‌ برنامه داریم و همه هم منتظران تا جوجوی ناز ما رو ببینن امیدوارم که تو ایران اذیت نشی‌ و حسابی‌ بهمون خوش بگذره گٔل پسرم ، راستی‌ عروسی‌ دایی جون هم هست هوراا
کنترل قد و وزن رایان جان در ۷ ماهگی ماشالا یادتون نره

قد :76

وزن :10

 

 

[ ٢۸ امرداد ۱۳٩۳ ] [ ٤:٥٧ ‎ب.ظ ] [ مامان قلمبه ]
          مطالب قدیمی‌تر >>

.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

خداوند اینطور خواست که من و عشقم امید در تاریخ ۸۸ / ۱/ ۸ برای همیشه مال هم باشیم عاشقانه در کنار هم زندگی‌ کنیم
موضوعات وب
 
صفحات دیگر
امکانات وب

ابزار وبلاگ